تگ هاي مطلب : فرشته, فرشته نگهبان, نگهبان, مرد, نجات, نجات یافتن, زن, زن گرفتن, ازدواج, نجات جان
مطالب مرتبط :
دخترحریری مسیحی شدفرار کرد و به عقد محافظ ... حقایقی درباره هدیه تهرانی چربی های شکمتان را از بین ببرید ؟ پاسخ حدادبهشایعاتدربارهفرزندوع ... ماجرای دختر مخترع ایرانی که با رییس جمهور ... عکس ها وحرفهای تکاندهنده بازیگر زن ای ... آیا زبان عشق خود را می دانید ؟ چشم چرانی آقایون: سرگردان بودن چشم یا سرگ ... مغز دخترا بهتر کار میکنه یا پسرا؟ ابروهای زیبا وتغییری شگفت انگیزی
کد خبر : 16 |تاريخ انتشار : 16 بهمن 1388
|تعداد بازديد : 631
فرشته نگهبان
مرد داشت در خیابان حرکت می کرد که ناگهان صدایی از پشت گفت:
- اگر یک قدم دیگه جلو بری کشته می شی.
مرد ایستاد و در همان لجظه اجری از بالا افتاد جلوی پاش.مرد نفس راحتی کشید و با تعجب دوروبرشو نگاه کرد اما کسی رو ندید.بهر حال نجات پیدا کرده بود. به راهش ادامه داد.به محض اینکه می خواست از خیابان رد بشه باز همان صدا گفت: ....
- اگر یک قدم دیگه جلو بری کشته می شی.
مرد ایستاد و در همان لجظه اجری از بالا افتاد جلوی پاش.مرد نفس راحتی کشید و با تعجب دوروبرشو نگاه کرد اما کسی رو ندید.بهر حال نجات پیدا کرده بود. به راهش ادامه داد.به محض اینکه می خواست از خیابان رد بشه باز همان صدا گفت: ....

مرد داشت در خیابان حرکت می کرد که ناگهان صدایی از پشت گفت:
- اگر یک قدم دیگه جلو بری کشته می شی.
مرد ایستاد و در همان لجظه اجری از بالا افتاد جلوی پاش.مرد نفس راحتی کشید و با تعجب دوروبرشو نگاه کرد اما کسی رو ندید.بهر حال نجات پیدا کرده بود. به راهش ادامه داد.به محض اینکه می خواست از خیابان رد بشه باز همان صدا گفت:
- ایست!
مرد ایستاد و در همان لحظه ماشینی با سرعت عجیبی از جلویش رد شد.بازم نجات پیدا کرد.مرد پرسید تو کی هستی و صدا جواب داد م فرشته نگهبانت هستم. مرد فکری کرد و گفت:
پس اون موقعی که من داشتم ازدواج می کردم تو کدوم گوری بودی؟
تگ هاي مطلب : فرشته, فرشته نگهبان, نگهبان, مرد, نجات, نجات یافتن, زن, زن گرفتن, ازدواج, نجات جان
مطالب مرتبط :





















